سیاستگذاری برای افزایش امید به زندگی در ایران نیازمند رویکردی یکپارچه و چندبعدی است. بر این اساس، سرمایهگذاری در حوزههایی نظیر کیفیت آموزش در تمامی مقاطع، ارتقای دانش تغذیه سالم، کاهش نابرابریهای درآمدی و بهبود استانداردهای زندگی، نه تنها منجر به افزایش طول عمر میشود، بلکه باعث ارتقای اثربخشی و کارایی هزینههای بخش بهداشت و درمان نیز خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان غربی، نوید کارگر دهبیدی، عضو هیئت علمی بخش تحقیقات اقتصادی و اجتماعی، در نوشتاری تحلیلی به بررسی شاخص «امید به زندگی» به عنوان یکی از اصلیترین معیارهای سنجش رفاه اجتماعی پرداخته است. وی با اشاره به اینکه امید به زندگی تنها بازتابی از وضعیت سلامت عمومی نیست، بلکه نشاندهنده سطح توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی یک جامعه است، بر اهمیت عوامل ساختاری تأکید میکند.
طبق این تحلیل، اگرچه میانگین سالهای مورد انتظار زندگی در ایران به ۷۷ سال رسیده است، اما روند افزایش طول عمر در دهههای اخیر نسبت به دورههای پیش از سال ۱۹۹۰ بسیار کندتر شده است. نویسنده در ادامه خاطرنشان میکند که افزایش مخارج بخش سلامت، اگرچه شرط لازم برای بهبود شاخصهاست، اما بدون برخورداری از حکمرانی کارآمد، توسعه انسانی و زیرساختهای نهادی مناسب، نمیتواند تضمینکننده بهبود پایدار طول عمر باشد؛ چنانکه مطالعات نشان میدهند صرفِ افزایش هزینهها بدون تخصیص بهینه، لزوماً به نتایج مطلوب منجر نمیشود. در نهایت، تأکید میکند که سیاستگذاری برای افزایش امید به زندگی در ایران نیازمند رویکردی یکپارچه و چندبعدی است. بر این اساس، سرمایهگذاری در حوزههایی نظیر کیفیت آموزش در تمامی مقاطع، ارتقای دانش تغذیه سالم، کاهش نابرابریهای درآمدی و بهبود استانداردهای زندگی، نه تنها منجر به افزایش طول عمر میشود، بلکه باعث ارتقای اثربخشی و کارایی هزینههای بخش بهداشت و درمان نیز خواهد شد.